درخت – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

تو درخت سبز تناوری
که شاخه‌هایت در هر بهار
گنجشک های شهر را
بی منت، به مهمانی می‌خواند
و من
پیرمردی خسته را می‌مانم
که شخم زده
تمام خاک سرزمین اش را
از غرب تا شرق
و اکنون زیر سایه ی آن درخت
خستگی یک روز سخت را
از تن بیرون می‌‌کند.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

 210 بازدید

اشتراک گذاری
شعر مسیحای زمان - حامد نوروزی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید