درپس عمق جهالت

سوسو می کند

نوری!!

دراوج یورش
افکارزنگ زده،

درانتهای سیاهی
مغزهای سوخته،

سپر می کنم
امواج سپیدرا!!!

می یابم
واژه به واژه
امید را،

می درم
حجاب تاریکی را،

خون می کنم
دل خرافات را،

خواهم ساخت راهی
متربه مترآگاهی،
قدم ب قدم مهر
نفس به نفس عشق،،

چینش سنت را
ویران می کنم!!

راه به کجادارم….

 188 بازدید

اشتراک گذاری
شعر فقیر،غنی - ناصر آکیاد

متن دیدگاه‌ها

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398/08/18 در 11:30 ب.ظ

    درود ها
    بسیار زیبا سرود ه اید
    پاینده باشید

یک نظر ارسال کنید