شعر انتظارت – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

 انتظارت

در انتظارت،
روزگارم پیر شد
ای که میخواهی بیایی دیر شد
تابه کى در انتظارت دیده بر در دوختن؟
آمدن،
رفتن،
ندیدن،
سوختن…

اللهم عجل لولیک الفرج

سعید فلاحی

 540 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه