« بنده ی من »
ای بنده ی من، بر تو نمودم کمکم را
تحمیل نکردم ، به تو ضرب کُتکم را
این نکته خودت ، پیش خود در نظر آور
طاقت نَـبُوَد ، ضربه ی چوب و فلکم را
ای بنده ی من،این سرت از دام برون نیست
نـتوان نگری دام و طناب مُحکمم را
باز آی به خدای ، تشکر تو نکردی
یک عمر که مصرف بنمودی نمکم را
ای بنده نـشاید که تو با من بـستیزی
نـتوان نگری ضربه ی دست مَلکم را
آزاد نـمودی خودت از بند اسارت
باید بـچِشی قهـر عذاب و دَرَکم۱ را
دوران فلک را نـشناسی و نـبینی
بیهوده بـبینی تو مدار فلکم را
ای آدمیان از چه رهی در کَلَک۲ هستید
با حیله نـبینی تو رموز و کلکم را
٭٭٭
۱- آخرین طبقه جهنم ۲- حقه – نیرنگ

 155 بازدید

اشتراک گذاری
شعر صد جفا - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید