شعر بوی یاس (تقدیم به شهید قاسم سلیمانی ) – نجیبه محمدی

عمو قاسم
امروز قلم ها برای از تو نوشتن
می تپند، می تپند
و در سینه ام قلبم افسوس می خورد
افسوس!
برای از تو نوشتن
چه دیر دریاها مرکب شدند
آری!
چه با شکوه ونجابت رفتی
قهرمان سرزمین من ایران
و با غروب چشم تو
صدها فانوس بیدار شدند
در تاریکی شب ظلمانی
عمو قاسم
شهادتت جاده های نور را باز کرد
وکتابی شد
برای خواندن لحظه های غریبانه ات
که هر سطر آن عطر خدا را دارد
در صفحه های خالی دل
یادت را
ثانیه های غمگین غربتت را
خواهم نوشت تا به ابد
و باران از خاک
خونت را نخواهد شست
سجده خواهد کرد برآن!
برایت سوره ی یاسین می خوانم
بوی یاس می آید
بوی یاس می آید
گویی بانویم فاطمه اینجاست
اشک می ریزد بر گونه ی زهرا
اشک می ریزم بر دامن زهرا
اشک های ما دشمن را نفرین می کند
آری!
عمو جان
چه زیبا ستاره ها را طواف کردی
تا رسیدی بر آغوش خورشید
می بینم صدها هزار کبوتر
تا آسمان بهشت تو را بدرقه کردند
تا حضور خدا
حضور خدا.
نجیبه محمدی

 867 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

افزودن دیدگاه