توهم
شب تاسپیده ، من بودم ولالایی یار
امانمی دانم چراخواب نمی برد!
غوغای دلدارم نمی گفت.
رنجوروسرسخت
بااین همه درد
ناگه سحرگاه
بانورخورشید
تنها رهام کرد
همراه اورفت

حامد نوروزی

 211 بازدید

اشتراک گذاری
شعر خرده نان - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید