گفته بودی که چرا غرق تماشای توام
آن چنان شادکه حیران دو چِشمان توام
پلک برهم نزنم تاکه نگیرد خوابم
ناز برعطر لبانت که کند بیدارم

 161 بازدید

اشتراک گذاری
شعر چشمی از جنسِ خزر - فرزاد صفانژاد

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید