« خلق کج منش »
روزگاری شدکه کارخوب وبد هر دوش یکی است
عالم اسرار و زشتیهای هر بدکار یکی است
هر هنرمندی و با هر نقش آن دیوار یکی است
رأی وتدبیری نخواهند،مست یا هشیاریکی است
تاج شاه و قیصر و دستمال با زُنّار ۱ یکی است
قالی ابریشم و آن گاله و گالوار۲ یکی است
حرف پند عالمان، با خُرخُر خواب یکی است
مرد با تقوا و دانش با زنِ بدکار یکی است
سلسله شاهان ایران ، جملگی شه بوده اند
آقا محمد خان قاجار و با شاه عباس یکی است
گاو را گوین که خوردی،باید آنها پس دهی
وقت پس دادن بر آنها ، تاپه و شیرش یکی است
گِرد را گردو شناسند ، مردمان کج منش۳
گردو و پشکل شتر با گنبد چهارباغ یکی است
نغمه ی داوودی و آواز تاج اصفهان
پیش خلق کج منش،با زوزه۴ شغال یکی است
هرچه سنگین و بزرگس، می شناسندش عجیب
ماشین دکس چهل ویک،با گِل دیوار یکی است
روزگاری شدکه کارخوب وبد هر دوش یکی است
دانش علم ریاضی ، با بیل و کَتور۵ یکی است
صحبت سود و زیان و پند و حکمت را مگو
صحبتی از اهل حق،با صحبت شیطان یکی است
هر چه مُد باشد به مجلس ،پیش مهمان آورند
هرکه وارد شد اگر دزدس،اگر مهمان یکی است
در مجالس هر که باشد، هر چه گوید بشنوند
خوب و بد واضح نگردد،کفر با ایمان یکی است
صوت قرآن حجازی و هوس در گوش خلق
پیش این مردم،هوس با صحبت قرآن یکی است
عالم روحانی و ولگرد هر بازار یکی است
آن عبا و آن قبا ، با کت و شلوار یکی است
عابد شب زنده دار وکارگر شب کار یکی است
صیفی کارها ،دزد صیفی با خودِ اُویار۶یکی است
رأی و تدبیر عمومی ، پیش دفترها کنند
صد خرابیها نمایند با درستیها یکی است
ای حسن این گفته و نا گفتنت هر دوش یکی است
مردم این دوره ،عقل و جهلشان هر دوش یکی است
٭٭٭
۱- کمربند زرتشتیان ۲- خورجین بزرگ که بر خر نهند ۳- نظر– خوی ۴- آواز ۵- ابزار کشاورزی ۶- میر آب
حسن مصطفایی دهنوی

 166 بازدید

اشتراک گذاری
شعر حق با چشمان توست - سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید