زاده ی دردم
دردماندن
دردم………..؟! عشقم
عشقم:
سنگر دردهای سربه مهر
فراخنای خاک
عمق گمنامی
انتخاب:
بسترنوروپرواز
نت عاشقانه
به رقص رمل های جنوب
ابوغریب ،شلمچه،تنگه چزابه
بستر نرم گمنامی
این من
فرزند ایران
یل میدان
زاده ی درد
ناهمگونی عالم
از دفتر خاک آلوده وحشی زمان
به بازی زخم های زمان
عشقم دردم
واژه ها ی خیس
درزیر آتش زورمدارن
به رسم خشم ترکش
قلدورانه
هدیه ای از آتش ودود
این منم شانزده اندی سال درد
درد آزادی،استقلال
دردبی سرخربودن
به وحشی نیزارها
به پنج ضلعی به مجنون
مانده آتش طوفانی خودم
به باطلاق هوس بازان
آه ام ویران
به راه یاران
به کلک رنگهای خنجری
در کوچه های فراموشی
به نفس های آخرم
آه یاران آسمانی ام
یادم درد ، پیام عروج
درلحظه لب خند دیدار آسمان
که راه عشق از کوچه ی درد می گذرد
کوچه ی بنی هاشم
یادمان باشد
خاکریز دردبه امتدادعشق
به راه حسین
به طوفان عاشق لحظه ها
به تنهایی علی
به شبهای باران
به وداع های سخت
تمثالی از درد بامردم بودن
به سوز تنور
به پژواک چاه
به نخلستان وسوز دعا
به چشم بارانی درد
این همه عشق
کجا….کجا ………..کجایم
سی سال ماندیم
کدام راه …..کدام عشق
در عقب گرد شکم بارگان
اندکی اندیشه
کمی باخود……:آه ام به درد
صداقت به زیر ه بین سکوت
آبشخور درد است
فرماندهان عشق
فرزندان ایران
تمثال یادمان اسامی کوچه ها
فرزندان سرزمین من ،عشق را ساده هجا می کنند
دردشان صداقت راه شان مردی
کاش اندکی صادق باشیم
آن دورها نزدیک است
خیلی نزدیک
روز مستضعفین زمین
وارثان صبح
نزدیک است ..نزدیک

 267 بازدید

اشتراک گذاری
شعر شب خیزی - دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید