شعر در آشوب طوفانی دریا – کیش علی ربیعی

در آشوب طوفانی دریا
ترانه های امواج را دوست دارم
اگر چه سهمگین
بر تخته سنگ ها می کوبند
در آشوب طوفانی دریا!
و کشتی ها
که در دالان گرداب ها می پیچند
در آشوب طوفانی دریا
و ماهیان رقصنده
که از تلاطم امواج می گریزند
درآشوب طوفانی دریا
جهان !
ساحل شکننده ای ست
تسلیم آوار طبیعت
هول ابرهای تیره
سیلاب های بی محابا
گویی دگردیسی جهان زاینده را رازی نیست
مگر یکی بود یکی نبود
شاید هم هیچ کس نبود
اینها مظاهر غوغای هستی یند
اگر که آدمی بداند!
در آشوب طوفانی دریا
می رقصم و می رقصم
چون گیسوی دراز دامن یار و انوار درخشان مهتاب
به شب ظلمانی ترس
استغاثه و یاس
در آشوب طولانی دریا
و زمانی که مستی غالب است
بسان مرغان طوفان
همه حجم باد را به ستیز می طلبم
در آشوب طولانی دریا
گاهی می نویسم به تاریخ شکوفه های گیلاس
بوته های نورس ریواس
در اردیبهشت غمگین هرسال
کاش صبوری قلب این مرغان
در سینه آدمیان می تپید
تا سبکبال از اکسیژن صبحی درخشان
به سکونی میرسیدند ابدی!
در آشوب طوفانی دریا
کیش علی ربیعی (ع-بهار)

 313 بازدید

اشتراک گذاری
شعر یلدای تنهایی - فرزاد صفانژاد

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید