شعر سرگذشت سرنوشت – حامد نوروزی

امشب تمام عاشقان را تو خبر کن
ببالینم بیایند و طبیبان را خبر کن
نفس ها در گریبان و اشک ها پنهان
بر لبم جاری نمی گردد کلامی یار را هم تو خبرکن
ای شماها شعله ور چون آذرخش پیرهن چاک
با من بگو از سرگذشت، آن سرنوشت را هم خبر کن

 227 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

mood_bad
  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه