شعر سرگذشت سرنوشت – حامد نوروزی

امشب تمام عاشقان را تو خبر کن
ببالینم بیایند و طبیبان را خبر کن
نفس ها در گریبان و اشک ها پنهان
بر لبم جاری نمی گردد کلامی یار را هم تو خبرکن
ای شماها شعله ور چون آذرخش پیرهن چاک
با من بگو از سرگذشت، آن سرنوشت را هم خبر کن

 194 بازدید

اشتراک گذاری
شعر زخمیِ اسارت - سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید