شعر شاخه خشکیده ام – روح الله اسدی

پای افکارم کمی لنگ است و من افسرده ام
غم نشسته در دلم همچون گلی پژمرده ام

شاخه ی خشکیده ام بی یار و یاور مانده ام
سهمم از فردا تباهی گشته و دلمرده ام

هرچه کردم تا بدستش آورم اما نشد
نیمی از عمرم فنا گردیده و سرخورده ام

عاشقی کردم ولی دراین تلاطم سوختم
آتشی زد بر تنم از کار او آزرده ام

غصه هایت همچو شلاق است برجان وتنم
زخم هایم را پس از دوری زتو نشمرده ام

 848 بازدید

اشتراک گذاری
شعر چشمان خیس - حامد نوروزی

متن دیدگاه‌ها

  • حسن مصطفایی دهنوی
    1398/08/14 در 11:25 ب.ظ

    درود ها
    بسیار زیبا سروده اید
    پاینده باشید

    • roli_0919
      1398/08/17 در 2:07 ب.ظ

      سلام و درود جانا
      زیبانگرید
      سپاس ها

یک نظر ارسال کنید