شبی که …
شبی که تو رفتی
من دیوانه وار به سوی دیوارناامیدی رفتم
درآن شب نامراد
که عصیان روحم بود
باچه ترفندها
درکوچه های بی خردی رفتم
با دریای شراب
تامرز بی خبری رفتم
زآن شبی که تورفتی
ازپشت آن دیوار
درذهن من طنین وداعت
همیشه ماند…
حامد نوروزی

 209 بازدید

اشتراک گذاری
شعر فرصت دیدار - عنایت الله ایرانمنش

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید