شبی که …
شبی که تو رفتی
من دیوانه وار به سوی دیوارناامیدی رفتم
درآن شب نامراد
که عصیان روحم بود
باچه ترفندها
درکوچه های بی خردی رفتم
با دریای شراب
تامرز بی خبری رفتم
زآن شبی که تورفتی
ازپشت آن دیوار
درذهن من طنین وداعت
همیشه ماند…
حامد نوروزی

 231 بازدید

اشتراک گذاری
شعر وهب - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید