شعر مولود زهرا (س) – حسن مصطفایی دهنوی

« مولود زهرا (س) »
زهره ی زهرای اطهر۱ تا به دنیا دیده شد
باعث نور هدایت ، در جهان گردیده شد
چهره ی مولود زهرا(س) تا بیامد بر زمین
چون دُرِ۲ دریای عفّت ،بر زمین تابیده شد
چهره ی نورانی آن را محمد(ص) تا که دید
حمد خلاقـش نمود و آن لبـش خندیده شد
زهره ی زهرای اطهر ، صبر و دینداری نمود
صبر و حلم آن به راه دین، بما فهمیده شد
فاطمه بنت رسول اکرم است و علم و دین
نزد دینداران عالم ، علم آن سنجیده شد
فاطمه(س) آن صبر و علم و عفتـش یکتا بُوَد
چون زِ یکتایی حق، صبری بر آن باریده شد
در سـرای خاتـم پیغمبـر آخر زمان (ص)
درس علم و معرفت ، روشن بر آن تابیده شد
مریم عمران به عفت گرچه معروف است لیک
عفت زهرا(س) از آن مریم، نکوتـر دیده شد
هر زنی گـر نقش دینداری از آن زهرا گرفت
نقش دینداری او ، چون گوهری رخشیده شد
وارث علم محمد(ص) بود آن ، تا شد سبب
رسم پیغمبر فرستادن زِ حق ، بر چیده شد
فاطمه(س) روی زمین،هرجا که پا بنهاد و رفت
رشته ی دور جهالت ،ز آن میان بُـبریده شد
فاطمه(س) زن بود ، اما همسری بهرش نبود
همسری همچون علی بهرش کجا،کی دیده شد
صبر و حلم۳ فاطمه، سرمشق ره دینداری است
جزئی از اسرار دینـش ، اهل دین بشنیده شد
عفت و پاکی زهرا(س) بر زنان سرمشق بود
تا بدانند زن بـباید ، از خدا ، ترسیده شد
حضرت زهرا(س) در آن دوران پُر جهل و غرور
نور ایمان از جبینـش۴، در جهان تابیده شد
فاطمه(س) از علم وعفت،جهل را سرکوب کرد
جهل زنهای دیگر، از علم آن کوبیده شد
از وجودش ملت دنیا ، تواناً بهـره بـرد
بهره ی حلمش به دنیا و به ملت دیده شد
آه از آن مروانیـان و مردمـان آن زمان
آنچنان نور هدایت ، نـزدشان نادیده شد
آه از آن ظلم و جفای مردمِ دور از خدا
جسم زهرا(س) از جفای ظلمشان کاهیده شد
داد از این دنیا ببین با حضرت زهرا ،چه کرد
دستش از دستاس۵ کردن، بهر نان سائیده شد
حضرت زهرا(س)،که اولاد محمد(ص)بوده است
از جفای آل بوسفیان ، دلـش رنجیده شد
بیت الحزن۶ فاطمه(س) امروز معروفـس هنوز
بسکه در بیت الحزن،اشک از رُخش باریده شد
ای خدا ، حیرانـم از دینداری آن فاطمه(س)
با چنان معنا ، بساط آن چرا برچیده شد
از جفا و ظلم آن سفیانیـان در کربلا
سلسله اولاد زهرایی ، زِ هم پاشیده شد
آن یزید پُـر جفا ، ظلم و ستم افزون نمود
زآن جفا رأس حسینِ(ع) فاطمه(س) بُبریده شد
ای حسن ، زهرای اطهر گر شفاعت می کند
شافعت نَـبْود ، اگر پایت زِ دین لغزیده شد
٭٭٭
۱- پاکتر ۲- مروارید ۳- بردباری ۴- پیشانی ۵- آسیاب کردن ۶- خانه ی غم
حسن مصطفایی دهنوی

 176 بازدید

اشتراک گذاری
شعر پاییزی با هزاران رنگ - ژیلا شجاعی (یلدا)

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید