چرا محروم کردی از نگاهت
مگر مجنون نگشتم از برایت
چرا لیلی نمی پرسی چه حالم
که این جانم هزاران شد فدایت
منو تنها گذاشتی با غم ودرد
مرا سهل است مردن در رکابت
در این لحظه پر از احساس دردم
نمی دانم چرا رفتی وای از وداعت…

حامد نوروزی

 161 بازدید

اشتراک گذاری
شعر دود بود - رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید