خواب می آید به چشمها
خورشید می رود پشت کوهها
می پیچد در هوا عطر شب بوها
ماه می رسد به جاده ابریشمی کهکشانها
مهتاب می دزد نور را از ستاره ها
باغ می خوابد با صدای لالایی جیرجیرکها
با آواز باد می رقصند شاخه درختها
می تابد نور ماه بر برکه ها
پروانه های رنگین بال پر می کشند از روی گلها
سنجاقکهای بازیگوش، قایم می شوند زیر گلبرگها
عمق آبی آب، پر شده از ماهی ها
خواب می بینند رویای کودکی ها
جاده بی انتهایی در دل تاریکی ها
دلهوره آور می شود مسیر عابرها
زیر سایه شب، تخته سنگها
می سازد نقش ها از سیاهی ها
می خروشند پر صدا رودخانه ها
می رسد به گوش صدای قورباغه ها
هراز چند گاهی نوری می تابد بر دریا
نور فانوس دریایی است در دوردست ها
می رود به خواب چشم آدمها
می بینند رویا تا صبح فردا

 172 بازدید

اشتراک گذاری
شعر مرگ مزرعه - سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید