شعر می چکد از دیده باران – ژیلا شجاعی (یلدا)

بر فراز آسمان می کشند ابرها نقش هایی ناب
از دیده باران می چکد قطره های اشکی تابناک
جاری می شود بر تن برکه و گونه های خاک
می سازد ترنم باران هر لحظه هوایی پاک
سنگ های کف رودخانه عاشق زمزمه های آب
می رقصند زیر باران با ساز و نوای قطره های آب
ماهیان در میان رودخانه در تب و تاب
رده پای سبز چمن ها پیداست تا امتداد آب
مرغابی ها بازی می کنند در سبزه زارهای لب آب
درختان پا برهنه در آب راهی که پر شده با قطره های آب
مرغکان در شاخ درختان بلند مشغول آوازی فرحناک
از این هوای پاک زمین و چشمه سار گشته طربناک

 356 بازدید

اشتراک گذاری
شعر فیض خوشگوار - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید