نازبوسه ات
جانم رابگیر
که لبان زیبایت
چنان شراب به کامم ریخت که هوش ازسرم ربود
من حامدم،که نازبوسه ات
دری از درهای عروج را به رویم گشود!
هان چه کرده ای بادلم
که درزمین وآسمان مدام می کند سجود

حامد نوروزی

 247 بازدید

اشتراک گذاری
شعر سوز عاشقی ـ حبیب رضائی رازلیقی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید