نازبوسه ات
جانم رابگیر
که لبان زیبایت
چنان شراب به کامم ریخت که هوش ازسرم ربود
من حامدم،که نازبوسه ات
دری از درهای عروج را به رویم گشود!
هان چه کرده ای بادلم
که درزمین وآسمان مدام می کند سجود

حامد نوروزی

 295 بازدید

اشتراک گذاری
شعر قهوه ی تلخ - فرزاد صفانژاد

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید