« نصيحت »
خـداوند دانـاي فـرد غـفور
به دستـش بُـوَد گردش اين امـور
تسلـط نـداد آن به دست كسـي
نه بر بچه مـوري، نه بهرام گـور
نصيحـت نـمودم به جمع بشـر
نصيحـت تـو بشنو، ميـاور غـرور
خـداوند دانـايت آورده اسـت
نداري رهي جز كه باشـي شكـور
به مـا گـردش چـرخ اين روزگـار
نشـان داد اسـرار نـزديك و دور
اموري كه درقدرت خالـق هست
نـدارد بشـر سـوي آنهـا عـبور
بشـر دسـت خالق با قدرت است
بشـر را بُود ره سوي مرگ و گور
اگـر آفـريننـده را ياد كـرد
امـور جهـان را توان كـرد جـور
حسن را نـباشد تسلـط به دهـر
بُـود تابـع ايـن تسلـط به زور
٭٭٭
حسن مصطفایی دهنوی

 199 بازدید

اشتراک گذاری
شعر چه بگویم - علیرضا ذکاوتمند (هامون)

متن دیدگاه‌ها

  • علی ناصری
    1398/09/18 در 8:17 ب.ظ

    درودها استاد ارجمند
    بسیار عالی و حکمت آموز ، بهره ه بردم
    برقرار باشید

    • حسن مصطفایی دهنوی
      1398/09/20 در 12:03 ق.ظ

      درود ها استاد ناصری
      لطف دارید
      پاینده باشید

یک نظر ارسال کنید