شعر والی ولایت – حسن مصطفایی دهنوی

« والي4 ولايت »
اي عندليب گلشن باغ جنان بيا
باغ جهان ما رَوَد اندر خزان بيا
اي حجت خداي زمين و زمان بيا
با صولت علي (ع )، به امداد دين حق بيا
اين بحر موج مي زند ، از لشكر عدو
اي قاطع الكلام5 ، به صلح جهان بيا
اي ناطق كلام خداي جهان بيا
اي وارث يدا الله و دست يدالهي بيا
همنام احمدي (ص ) ،به امداد دين آن
دين را ابولهب به رُبود از زمين بيا
اي ياور زمان و خلق زمان ما بيا
اي وارث پيامبر آخرالزمان بيا
هر خود سري ،حكايت حق مي كند بما
بر حق و باطلي محكمه ي امتحان بيا
دشمن عنان گرفت از آن شيعه ي علي(ع)
اي ثاني علي(ع) ، مدد شيعيان بيا
در غيب شاهد هستي ، محبوب خالقي
محبوب تر شدي بَرِ پير و جوان بيا
در غيب شاهدي چو شهود جهان ما بيا
از غيب دان صلاح بِجُو و ميان بيا
اي آبيار مزرعه ي سبز محمدي(ع)
اين كشت سبز مي رود اندر خزان بيا
همنام احمد هستي،جدت محمد(ع) است
نامت به ما نموده ، به نام و نشان بيا
در انتظار وعده ي حُسنت ، حسن برفت
اي والي ولايت آخر الزمان بيا
***
4- امیر – حاکم 5- کلام آخر – قطع کننده کلام

 373 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

mood_bad
  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه