ظلماتی است شب زندگیم
بی فروغ چشمانت
کویری است تنم
بی حضور مهربانت
تنم شکوفه باران
از مهر دستانت
گل واژه های خوبی
پیوسته در کلامت
پندهای نغز و ناب
همیشه از زبانت
به وسعت دریاست
صلابت قدمهایت
کوه غبطه می خورد
بر استواری اندامت
گل واژه های ایثار
در سرزمین مرامت
آکنده گشته قلبت
از صفای بی نهایت
تو چه مهربانی
بی ریا و بی منت

 253 بازدید

اشتراک گذاری
شعر مدافعین سلامت - رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید