شعر پرده ی آخر – علی ناصری (عین)

من پرده ی آخر دارم توشدم
درسادگی ام چقدرخام توشدم
درکوچه ی انگوری تان وقت غروب
افتادم وخنده ای به نام توشدم
درآلبوم خاطره ی خلوتمان
درابری دل ،کمی به کام نوشدم
درغرش ابری دل وبارانت
افتادم واکسیر به جام توشدم
یک شبنم صبر زرد برچهره ی گل
آخر چوکبوتری به دام تو شدم

 172 بازدید

اشتراک گذاری
شعر دروغی بود و بس - فرزاد صفانژاد

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید