شعر پند آبدار – حسن مصطفایی دهنوی

« پند آبدار »
آواز دور و صوت و صداهای بیشمار
نقدی به دست تو نـسپارد به روزگار
از کار دور و راه درازش نـمی توان
سودی به دست آوری از بهرکار و بار
نقد زمانه هر چه مهیّا تـرَس بدان
نزدیک و بهتر است ، برایت ببر به کار
هرچیز دور ومخفی وحرف هوا مجو
آن را بجو که چشم تو بیند بر آشکار
جاهای دور و مجلس بیگانگان مرو
آن مجلسی که قدر تو دانن قدم گذار
آبی که آبرو بـبرد ، در دهان مبـر
آب از حسود و نان لئیمان تو برمدار
آواز دور و صوت وصداها و های وهو۲
دائم به گردشست ، نیاید یکش به کار
حاجت زِ کینه جو و لئیمان طلب مکن
اصلاً رها مکن ، تو چنین پند آبدار
آخر حسن ، تو پند نکویان بکن نظر
تا پند نیک خود بتوانی بری به کار
٭٭٭
۱- ناکس- پَست ۲- بانگ و فریاد

 248 بازدید

اشتراک گذاری
شعر کوشش من - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید