زبانه می کشد دوباره از زمانه ی فریب
دلم دروغ می شود از کمانه ی صلیب
زمانه و کمانه ای شده میان دیده ام
ز هرم این شراره ها
از این طلسم سازها
اگر چه صورت ظریف عاشقی
پر از نشانه شد
که انزجار از این نگاه ، روزگار شد
چه روزها که قل قلی از این کران دور شد
همان زمان
همان کران
نه این شمار روزگار

نه اینکه روز عاشقی ترور ز یک نگاه شد
به رنگ رنگ روزها
و رنگین کمان زمان
فریب خود دهد هنوز
که کاروان
سپار شد
و روزگار
شمار شد
وزندگی و این ثمر
نگار در شوکران شد

ستاره ملکی

 465 بازدید

اشتراک گذاری
شعر نظام ملک یکتا - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید