شعر کوکب بخت – حسن مصطفایی دهنوی

« كوكب بخت »
روزگاري به سر اين من دل خسته گذشت
آرزويم به سر مويي به رضايت نگذشت
اي خوش آن مردم خوشبخت،كه هوشيار بگشت
آرزويـش همه بـر طبق رضايت بگذشت
طالع1 بخت چه بنوشت و چه قسمت بنمود
مگر آن آرزويي غير عدالت بـنوشت
كوكب بخت2 من آن روز كه بيدار نـبود
جُرم از آن است،كه بيدار در آن وقت نگشت
حسن از بخت، چه نالي و چرا شكوه كني
تو كه بيدار شدي،بر تو چرا سخت گذشت
٭٭٭
1- اقبال- شانس 2- ستاره عزت و دولت
حسن مصطفایی دهنوی

 442 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

mood_bad
  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه