شعر گریه کن ابرک سفید – ژیلا شجاعی (یلدا)

ابرک سپید نشسته در آسمان
برای تو بهانه ای است باز بهاران
پس اشک بریز و ببار باران
تا پر شکوفه شود باغ و بستان
اشک تو بر روی زمین می شود چمنزار
می شود آب روان و می رود به جویبار
می شوید شاخ و برگ درختان
اشک تو، تن خاک آلودشان
شاخه های درخت سرو رو به آسمان
گویی دستانش را گرفته به زیر باران
گرم می شوی با تن خورشید ابرک سپید
اشک می ریزد از دیده تو چون مروارید
می شود بعد از گریه ات پیدا رنگین کمان
می شود شاداب و تازه دوباره جهان

 211 بازدید

اشتراک گذاری
شعر والی ولایت - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید