شعر گریه کن ابرک سفید – ژیلا شجاعی (یلدا)

ابرك سپيد نشسته در آسمان
براي تو بهانه اي است باز بهاران
پس اشك بريز و ببار باران
تا پر شكوفه شود باغ و بستان
اشك تو بر روي زمين مي شود چمنزار
مي شود آب روان و مي رود به جويبار
مي شويد شاخ و برگ درختان
اشك تو، تن خاك آلودشان
شاخه هاي درخت سرو رو به آسمان
گويي دستانش را گرفته به زير باران
گرم مي شوي با تن خورشيد ابرك سپيد
اشك مي ريزد از ديده تو چون مرواريد
مي شود بعد از گريه ات پيدا رنگين كمان
مي شود شاداب و تازه دوباره جهان

 345 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

mood_bad
  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه