شعر گـذر قانـون – عنایت الله ایرانمنش

چشمم به توده های ابر در هم تنیده ایست
در مسیـر بـاد .

تصویری کـه نمایشگر باران باشد
پیــدا نیست .

انتظارم همه بیهوده است .
باورم نیست که دریای دلم طوفانیست
لیک می دانم کــه
روزهای دگـری در پیش است .
کـه تـقـدیـر همین باشد
و این گـذر قانـون است …

(عنایت الله ایرانمنش)

 160 بازدید

اشتراک گذاری
شعر جانِ دختر – فاطمه مقیم هنجنی

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید