شعر یلدای انتظار – رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

یلدای انتظار
………………………….
یلدا رسید و دلم بی قرار شد
چشم انتظار دیدن روی نگار شد
یلدا رسید ،ماه دل آرا نیامدی
از کوچه باغ غربت شب ها نیامدی
یلدا بدون تو چه غم انگیز آمده
با خش خش برگ، ز پاییز آمده
شب های بی کسی و یاوری ز راه
چون عمر می گذرد،ساقی یک نگاه
یلدا دراز شده همچو غیبتت
ای کاش دیده ام ببیند هیبتت
ای کاش صبح ظهورت طلوع کند
خورشید جشن حضورت طلوع کند
ای کاش با آمدنت صاحب الزمان
باران رحمت خدا ببارد ز آسمان
ساقی به لب دعای فرج زمزمه کند
گاهی به شور نام تو را همهمه کند
…………………………………….
شاعر رسول چهارمحالی (ساقی)

فال حافظ زدم و مژده دیدار آ مد
خبر از آ مدن کاشف اسرار آ مد
شامگاهان به امید سحردولت یار
به تمنای تو دل بر سر بازار آ مد

 170 بازدید

اشتراک گذاری
شعر ببار ای ابر بارونی - حسین اهوارکی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید