دسته: نوشته های علی حیدری خورموجی

آبان 11
شعر مهاجرت – علی حیدری خورموجی

ای کاش درختی بودم ریشه تنیده در بهت آفتاب و تو پرستویی که لانه اش روی چشمانم بود تو را…

آبان 03
شعر آبان – علی حیدری خورموجی

پس از صدسال تنهایی گمان کردم کبوتر صحبتش را از سر بد خُلقی من میکند پایان سخن ها…