دسته: نوشته های اصغر محمودی

آذر 09
مترسک – اصغر محمودی (مور)

مترسک خدای ترس و وحشت نیستی نه خون آشام این دشت نه یک گرگی دریده بره ای از لذت و خشم…

اردیبهشت 14
شعر کرونا – اصغر محمودی (مور)

پشت شیشه نامرئی شاهد جان دادن یک سیگارم شاهد بوسه گنجشگک مست شاهد همخوابگی آب و علف…

آذر 30
داستان کادوی تولد – اصغر محمودی (مور)

می خوام واسه زن داداشم کادو بگیرم .آخه تولدشه . میدونم خیلی ضایع است . واسه زن داداش…

آذر 26
شعر تولد – اصغر محمودی (مور)

رنگ پیراهن گلها زیباست رنگ دستان درختان زیباست نفس صبح و نسیم زنگ تفریح ورزش ریختن برگ…

آذر 20
شعر به بد نامان و .. – اصغر محمودی (مور)

به بد نامان و خوش نامان بگویید همه افتاده گان چاه گورید در این دنیای فانی کس نَماند جز…

آذر 17
لیلی و مجنون – اصغر محمودی(مور)

ساعت از خواب پرید دل شب روشن از همهمه ی گندم شد تا به اعماق زمان خانه را موج گرفت ماه…

آذر 13
شعر لب لعل و … – اصغر محمودی (مور)

لب لعل و هوس بوسه ی ناب سر زلف و شکن موی شراب ز جهان روی متاب ای گل ناز که لبت باده ی…

آذر 11
شعر غبار – اصغر محمودی

روزگارم شده تاریکی و ظلمت چه کنم همه احساس وجودم شده در بند حقارت چه کنم آن همه عشق و…

آبان 20
شعر روز ما – اصغر محمودی

عصر آهن عصر سنگ عصر جنگ تن به تن از سر آدم گذشت در غروبی رنگ رنگ قرن حاضر قرن من قرن…

آبان 11
شعر نقاشی – اصغر محمودی

زنگ فریاد خروس خبر از روز دگر بر گل لاله کشید سحر از خواب پرید غنچه خمیازه کشید زندگی…

آبان 05
شعر وطن – اصغر محمودی

وطن خاک است و جنگل وطن کوه و بیابان وطن رود است و دریا وطن زاینده رود است وطن کوه…

مهر 30
شعر صبح – اصغر محمودی

هوای دودی شهر سگ ولگرد تنها هزاران ریل جان سخت هزاران ماسه و سنگ اتاق برج و بارو به…