دسته: نوشته های حسن مصطفایی دهنوی

اسفند 15
شعر دل آدم – دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی

دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی صفحه ۳۲ « دل آدم » طراز حکم حق ، از آن اول همین رنگ است…

بهمن 21
شعر دانش آموز – حسن مصطفایی دهنوی

دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی « دانش آموز » خداوندا ، تویی با دانش آموز تو را دانش…

بهمن 13
شعر پرده ی حکمت – حسن مصطفایی دهنوی

« پرده ی حکمت » چنین گفت : پیغمبر(ص) با شعور بـجو دانش از مهد۱ تا به گور پیمبر(ص)همین…

بهمن 06
شعر پند خدا – حسن مصطفایی دهنوی

« پند خدا » ای بشر خیره سر ، می برنت در سفر از وطن ای خیره سر، توشه بِـبر در سفر آن…

بهمن 06
شعر طوطی عشق – حسن مصطفایی دهنوی

« طوطی عشق » طوطی عشق مرا ، عشق گُل آمد به نظر تا که از طوطی عشقت،نظر ابراز۱ کنیم رو…

بهمن 01
شعر خرده نان – حسن مصطفایی دهنوی

« خرده نان » از بس که ضربه خوردم از بهر خرده نان ترسم دیگر که آبی و نان، در دهن کنم صد…

بهمن 01
شعر چرخ کهن – حسن مصطفایی دهنوی

« چرخ کهن » یارب بـخواه چرخ کهن ، واژگون شود تا آدمـی زِ جور و جفایـش برون شود این…

بهمن 01
شعر ره خطر – حسن مصطفایی دهنوی

« ره خطر » رسم است راه خود رَوی و کینه در بشر در راه کینه می رود ، اما ره خطر غافل…

بهمن 01
شعر مرغ غیب – حسن مصطفایی دهنوی

« مرغ غیب » در اعلا ملک حق، تا می توان رفت چرا در خاک این دنیا بمانیـم مگر این روح ما…

دی 09
شعر الطاف حق – حسن مصطفایی دهنوی

« الطاف حق » گفتن هـزار نکته ، زِ یزدان همین بُوَد روز قیامتـش ،به یقیناً یقین بُوَد…

دی 02
شعر طالع – حسن مصطفایی دهنوی

« طالع ۱ » بد بخت تریـن مردم ، منـم امروز هر کار که کردم نشدم فاتح۲و فیروز اطراف من…

دی 02
شعر مرز قناعت – حسن مصطفایی دهنوی

« مرز قناعت » از مرز قناعت نگذشتم که من از خود آلایـش۱ دنیـا و تجمّـل۲ نـپرستم میلم…

آذر 16
شعر راه توحید – حسن مصطفایی دهنوی

« راه توحید » گفتگویی زِ خدا باشد و توحید بشر آن که بود است همین گفته ی ثابت نشنید راه…

آذر 09
شعر بنیانگذار مهر – حسن مصطفایی دهنوی

« بنیانگذار مهر » ای خالقـی که حاکم روز جـزا تویی خلاق این جهان و همه ماسوا۱ تویی…

آذر 03
شعر همت یارم – حسن مصطفایی دهنوی

« همت یارم » آن مِهـر که ورزیدم ، از همت یارم بود آن یار جهانگردم ، همیشه کنارم بود…

آذر 03
شعر نصرت و فتح – حسن مصطفایی دهنوی

« نصرت و فتح » کس اَر نصرت و فتح۱ میدان بخواست نـباید که در درس ، تنبل بُوَد کس اَر…

آبان 12
شعر نکوکاری – حسن مصطفایی دهنوی

« نکو کاری » گر قافله سالاری ، بر خلق بُوَد سالار خلقی به همان منظور، همراه همان هستند…

آبان 12
شعر راستی – حسن مصطفایی دهنوی

« راستی » آن آخرین پیامبر ، آخر زِ ما چه خواهد آن راستی که بنمود ، از ما در انتظارس آن…

مهر 25
شعر رسم محبت – حسن مصطفایی دهنوی

« رسم محبت » لعنت بر آن کسی، که به من رهزنی کند یا ذره ای به من ضرر آوردنی کند با…

مهر 23
شعر رأی عالم – حسن مصطفایی دهنوی

« رأی عالِم » هر که بر روی زمین ، منزلـش آباد کند بهتر است ، منزل عقبای خود آباد کند…

مهر 23
شعر آب فیروزی – حسن مصطفایی دهنوی

« آب فیروزی » حقیقت ، یاوران شد جاودانی نه چون تزویر و نیرنگ است فانی به معیار حقیقت…

مهر 23
شعر جنگ سوم – حسن مصطفایی دهنوی

« جنگ سوم » خدایا ، دین ما زین جنگ سوم الهی رشته اش بُـبریده می شد اگر دین، اولش جنگ و…

مهر 10
شعر آب زلال – حسن مصطفایی دهنوی

« آب زلال » مددی۱ تازه دیگر بار ، به من یار نمود صحبت تازه تـری ، آن به من اظهار۲ نمود…

مهر 02
شعر مرام برادری – حسن مصطفایی دهنوی

« مرام برادری » بر من برادر آنکه ، غمم خوردنی کند کی می تواند ، آنکه دلم آزردنی کند ما…

شهریور 29
شعر دریای طبیعت – حسن مصطفایی دهنوی

« دریای طبیعت » آنها که به دریای طبیعت بـنشستند از کوی حقیقت ، به یقین بهره نـجستند…

شهریور 16
شعر کوکب بخت – حسن مصطفایی دهنوی

« کوکب بخت » روزگاری به سر این من دل خسته گذشت آرزویم به سر مویی به رضایت نگذشت ای خوش…

شهریور 09
شعر عهد حسین(ع) – حسن مصطفایی دهنوی

« عهد حسین(ع) » دانا منم که جان فکنم ،در دیار دوست۲ جان می دهم به قامت ، پُر افتخار…

شهریور 08
شعر شب عاشورا – حسن مصطفایی دهنوی

« شب عاشورا » امشب برای عاشقان ، برنامه امضاء می شود فردای عاشورا بِبین ، عاشق هویدا…

شهریور 04
شعر وهب – حسن مصطفایی دهنوی

« وهب » جنگ نیکی کرد اینک شادمان خالق اکبر ز تو باشد رضا می نمایم من به عهد خود وفا ای…

مرداد 29
شعر فیض یزدان – حسن مصطفایی دهنوی

« فیض یزدان » دیشب ز فیض یزدان ، بهـرم بشارت آمد آن پیک با سعادت ، با صد اشارت آمد از…

مرداد 22
شعر راه حرص – حسن مصطفایی دهنوی

« راه حرص » گـر آدمی به گنج قناعت رسیده شد زآن گنج ، بهره اش ز خدا آفریده شد از گنج در…

مرداد 18
شعر حد وصال – حسن مصطفایی دهنوی

« حد وصال » علی(ع) اعلا زِ مُلک بی زوال است تمام فعل و کار آن ، حلال است علی(ع)…

مرداد 13
شعر کمال دایره – حسن مصطفایی دهنوی

« کمال دایره » کمال دایره ی ملک بی زوال۱ هستی برای ملک بقاء ، نوگلی به باغ هستی عقاب…

مرداد 13
شعر بالا سر – حسن مصطفایی دهنوی

« بالا سر » من از اول تو را ،گر سجده کردی مگر معبود من ، اول نـبودی غلط کردم،من اَر…

تیر 20
شعر باده ی حق – حسن مصطفایی دهنوی

« باده ی حق » آنکس که جام باده ی حقش به کام شد میثم۱ بُد آن ،بگفت و زبانش لجام۲ شد…

تیر 20
شعر باغ جهان – حسن مصطفایی دهنوی

« باغ جهان » هر غنچه گُل که دیدم، شوقم به گل فزون شد در باغ گل نـشستم ، شوقم به بوستان…

تیر 14
شعر قدرت دست خدا – حسن مصطفایی دهنوی

« قدرت دست خدا » مرکز ایمان کجاست ،حکم که بر ما رواست شاه که شاهی بجاست، قدرت دست…

تیر 12
شعر صفات حق – حسن مصطفایی دهنوی

« صفات حق » یارب تمام رو بـنمودن ، به کوی تو تا بـشنوند آدمیـان ، گفتـگوی تو هر سر که…

تیر 12
شعر دل سپرده – حسن مصطفایی دهنوی

« دل سپرده » من دل سپرده ام سر کوی ولای تو روز ازل بـشد دل من مبتلای تو روز الست۱ تا…

تیر 04
شعر طلعت یزدان – حسن مصطفایی دهنوی

« طلعت یزدان » خدا را کی توان دیدن، توان با عقل فهمیدن کز اول اینچنین بودس، همه با عقل…

خرداد 30
شعر دوای درد ما – حسن مصطفایی دهنوی

« دوای درد ما » هر آنکس قابل فیض خدا شد برون زآیینه ی شیطان نما شد زِ اول هر که بر…

خرداد 10
شعر دٌر ناب – حسن مصطفایی دهنوی

« دُر ناب » چرا دوری کنی از من،سلام ای همزبان من سلامَت گفتم ای جانا ، نمی دادی جواب…

خرداد 05
شعر فریب – حسن مصطفایی دهنوی

« فریب » بیا جانا هدایت کن و دنیـا را مذمت۳ کن فریبش را مخور جانا ،خودت را بهر عزت کن…

خرداد 04
شعر صد سال – حسن مصطفایی دهنوی

« صد سال » صد سال شد از مال کسی لقمه نخوردم خون بدنم خوردم و از خلق نخوردم عمری همه از…

خرداد 02
شعر ماه رمضان – حسن مصطفایی دهنوی

« ماه رمضان » فرخنده زبانی است ، که در ماه مبارک شب تا به سحر، ذکر خدایش به زبان رفت…

اردیبهشت 25
شعر فضائل علی (ع) – حسن مصطفایی دهنوی

« فضائل علی(ع) » وظیفه ی تو ای بشـر ، نمـاز با وقـار شد نزول آن در آن حجاز ، زِ امر…

اردیبهشت 10
شعر آه مظلوم – حسن مصطفایی دهنوی

« آه مظلوم » نوح(ع) اگر از آهِ خود، نفرین بر آن افراد کرد عالمی ویرانه شد ، یک خانه آن…

اردیبهشت 02
شعر غم – حسن مصطفایی دهنوی

« غم » دوباره غم ، دلم را می فشارد مداماً غم به روی غم گذارد خداوندا ، تو غم را آفریدی…