« ره نجات »
تا دین در ارتباطـس ، دینـدار را حیاتـس
دین سود این جهان نیست،سودش پس ازمماتس
تا دین در ارتباطـس ، دیندار گیج و ماتـس
سودش در این جهان نیست ، زین حیرتس که ماتس
دین را دو صد نکاتس ، بیرون از این حیاتس
دین عمر جاودان نیست ، عمرش پُر از نشاطس
اسکندر جهانگیر ، نیز از جهان سفر کرد
آب حیات جستـن ، بر نام او ثباتـس
پیغمبری که بر ما دین را به رایگان داد
بر ما همیشه این از ، لطف آن زکاتـس
یاللعجب چه دین است ، کلاً همیشه پاکس
دینی که صاف و پاکس ، حتماً ره نجاتـس
ای یاوران بسنجیـد ، دین در همین رباطس
هر کس به دین نچسبد ،حتماً همان هلاکس
منزلگهت نه اینجاس ، اینجا یکی رباطس
منزلگهـت به خاکـس ، آن اول حیاتـس
دینت حسن نگهدار ، بهرت ره نجاتـس
با دین به خاک رفتن ، در منزل نشاطـس
٭٭٭

حسن مصطفایی دهنوی

 210 بازدید

اشتراک گذاری
شعر شبانگاه - ژیلا شجاعی (یلدا)

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید