« پندار »
غم مخور جانا که پندار منس ،جانانه وار
هر که در پندار من باشد ،بداند این قرار
کار جانان بشر،بر یک قرار و قاعده است
در ره پندار ما ، جانان بدادند این قرار
کار ما باشد ، اگر اندر ره دیوانگی
از ره پندار ما ، باید بـگیرد این قرار
هرکه در پندار خود،از کار خود آگاه شد
دایماً در کار و پندارش ،نماید این قرار
فکر غیبی آمد و از کار ما آگاه شد
تا که بر پندار ما ،پندی دهد از این قرار
جان من ، پنداری از جانان آن نیکان بجو
چونکه در پندار بد ،نتوان بجویی این قرار
ای حسن پندار خود ،را در ره پند آورش
تا که پندار کسی،نـتوان برون شد زین قرار
***

 367 بازدید

اشتراک گذاری
شعر شیب شانه هایت - حامد نوروزی

متن دیدگاه‌ها

mood_bad
  • هیچ نظری ثبت نشده است.
  • یک نظر ارسال کنید