« پندار »
غم مخور جانا كه پندار منس ،جانانه وار
هر كه در پندار من باشد ،بداند اين قرار
كار جانان بشر،بر يك قرار و قاعده است
در ره پندار ما ، جانان بدادند اين قرار
كار ما باشد ، اگر اندر ره ديوانگي
از ره پندار ما ، بايد بـگيرد اين قرار
هركه در پندار خود،از كار خود آگاه شد
دايماً در كار و پندارش ،نمايد اين قرار
فكر غيبي آمد و از كار ما آگاه شد
تا كه بر پندار ما ،پندي دهد از اين قرار
جان من ، پنداري از جانان آن نيكان بجو
چونكه در پندار بد ،نتوان بجويي اين قرار
اي حسن پندار خود ،را در ره پند آورش
تا كه پندار كسي،نـتوان برون شد زين قرار
***

 481 بازدید

اشتراک گذاری

نظر

mood_bad
  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه