” گذر زمان “
.
باز بی تو
گذشتم از آن کوچه
نه مهتابی بود
نه توانی در پا
و نه سوی چشمی
تا خیره به دنبالت گردد
.
میدونی
.
همه در گذر زمان به یغما رفت
دلم خوشه
به قبای پیری
ارمغان روزگار !
.
بداهه : حبیب رضائی رازلیقی

 174 بازدید

اشتراک گذاری
شعر شب عاشورا - حسن مصطفایی دهنوی

متن دیدگاه‌ها

یک نظر ارسال کنید